تبليغاتX
smsجوک لطیفه

به ترکه می‌گن به کی‌ رای می‌دی می‌گه : به ننم می‌گن چرا ننت می‌گه : آخه ننم قالی‌بافه خودم می‌دونم قديمی‌ بود ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ می‌دونی فرق کون دادن با رای دادن چيه؟ اگه کون بدی شايد جاش تا يه هفته بسوزهولی اگه رای بدی تا ۴ سال کونت می‌سوزه چه رئيس جمهوری دارم ها ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ترکه سربازيش تموم می‌شه . بهش کارت پايان‌ خدمت می‌دنمی‌گه : ای بابا من که ۴تا از اينا دارم ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ به لره می‌گن : شما لرين؟ می‌گه : پس عنم ؟ با اين سبيل پهنم  ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ترکه می‌ره تهرانيه دختره خوشگل می‌بينهمی‌گه ببخشيد : دوست‌دختر که می‌گن شماييد ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ به زنه می‌گن : چرا پشت سمندت نوشتی ماکسيما می‌گه : نه کس ميخ نوشته ما کسيم

نوشته شده توسط مسعودآقائی در دوشنبه سی ام آبان 1384 ساعت 4:45 | لینک ثابت |

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دخترها ۷تا دروغ می‌گن :

دوست دارم

من دخترم

تا حالا سكس نداشتم

تو اوليش هستی

چقدر بزرگه

پريودم

از عقب نمی‌دم!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

به تركه می‌گن : كردم ، كردی ، كرد!  ،  چه صيغه‌ايه؟

می‌گه : صيغه نيست ، جنده‌ست

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

عشق چيست؟

۳ ثانيه نگاه

۳ دقيقه خنده

۳ ساعت صفا

۳ روز آشنايي

۳ هفته وفاداري

۳ ماه بی‌قراري

۳ سال انتظار

۳۰ سال پشيموني

می‌دونی فرق تو با اسپرم چيه؟

اسپرم يه روز آدم می‌شه ، ولی تو هيچوقت آدم نمی‌شي

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تركه پشت شيشه مغازش می‌نويسه : امام با نوشابه

می‌پرسن اين چيه نوشتي

می‌گه : از مال شما كه بهتره! نوشتين امام با ماست

نوشته شده توسط مسعودآقائی در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1384 ساعت 3:28 | لینک ثابت |

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بر اساس يک نظرسنجی اصولا افراد ابنه‌ای برای خواندن SMS از انگشت شصت استفاده می‌کنن

--------------------------------------------------------------

دونا ترک می‌رن قطب ، يکيشون از يه اسکيمو می‌پرسه : آقا شما اينجا زن سياه دارين

می‌گه : آره

می‌گه : زن سفيد چی

می‌گه آره

می‌گه : زن سياه و سفيد چي

می‌گه : نه

رفيقش می‌گه : اااااااااااااااااااااااااااااه اصغر ديدی اونی که ما کرديم پنگوئن بود

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پنج می‌گوزه ،‌می‌شه هشت

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

از ترکه می‌پرسن : زنتو چقدر مهر کردی

ميگه : والا مهر که نکرديم،چون نامزد بوديم،اما آبان و آذر خيلی کرديم

---------------------------------------------------------------

لره تو دستشويی غش می‌كنه!به هوش كه مياد می‌گه :

من كيم؟

چرا اينجا؟

كی منو ريده؟

نوشته شده توسط مسعودآقائی در چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384 ساعت 3:55 | لینک ثابت |

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

فرق کير و دوچرخه :

سوار دوچرخه پا می‌زنه ، اما سوار کير دست و پا می‌زنه

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

فرق مگس و پلنگ :

مگس رو وقتی می‌رينی می‌بينی ولی پلنگ رو وقتی می‌بينی

----------------------------------------------------------

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

رشتيه شب عروسيش سخنرانی می‌کنه ، ميگه :

من امشب پرده‌بردای می‌کنم ، شما فردا بهره‌برداری کنيد

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

قزوينيه به دوستش می‌گه : يه پارتی گرفتم بکن ، بکن

دوستش می‌گه کيا هستن؟

قزوينيه می‌گه : نخواستم زياد شلوغ کنم ، خودمو خودتيم

نوشته شده توسط مسعودآقائی در سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384 ساعت 13:44 | لینک ثابت |

به يه ترکه گفتن چه وقتي خيلي ضايع شدي گفت:يه روز دختر خالم بهم زنگ زد گفت: بيا خونه خاليه!! منم خوشحال شدم رفتم. در و که باز کردم ديدم کسي نيست! دختر خالم گفت: من ميرم تو اتاق تو هم 5 دقيقه ديگه بيا تو!! منم 5 دقيقه بعد رفتم تو ديدم همه ميگن تولد نولد تولدت مبارک. بعد به طرف ميگن خب چه ربطي داشت! ميگه: اخه لخت رفته بودم تو


از تركه ميرسن: اسمت چيه؟ ميگه: حمزه، ولي تو خونه شيش كوچيك صدام ميكنن!!

ترکه برای خودش قبر می‌کنه روی سنگ قبر می‌نويسه: گورخر

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

يه عربه پاهاش پرانتزی بوده می‌گن جريان چيه می‌گه : آخه چيز مهمی بينشه

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

هميشه تو را می‌ديدم که چگونه عرض اندام می‌کنی  و به خود می‌باليد ، ازت خوشم می‌آمد ولی افسوس که فلاش‌تانک را کشيدم و تو ...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

QO8[]&@ : اگه گفتی سوراخ کونت کدومه

نوشته شده توسط مسعودآقائی در دوشنبه بیست و سوم آبان 1384 ساعت 4:13 | لینک ثابت |

به یه آقایی میگن شما میدونی حجر الاسود چیه؟
میگه بله همسایه پایینیمونه یه بچه سپاهیه، عرق میخوره...
بعد بهش میگن بابا دیوانه حجر الاسود یک سنگه سیاهه تو مکه
طرف میگه، جدی میگی؟ این بشر اینقدر کفر گفت و عرق خورد که سنگ شد!

----------------------------------------------------------------------------

یه آقایی میره مکه، بعد که برمیگرده میگن خوب چه خبر بود؟ میگه هیچی بابا خدا خونه نبود همه پشت در مونده بودن...

--------------------------------------------

از یه آقایی میپرسن عامل اصلی فساد، فقر، معتاد شدن جوونها چیه؟ میگه نمیدونم والله، ولی ایشالله اون یکی دستش هم چلاغ بشه مرتیکه سید الاغ پیغمبر.

ازیک قزوینی پرسیدن آقا وسیت چیه گفت: بعد از مرگم جسدم رابسوزانید  بعد خاکسترم را    پودر بچه کنید.

 

 

دو تا تریاکی تو جنگل مشغول کشیدن تریاک بودند که ناگهان پلنگی از پشت درخت ها پیدایش شد یکی از ترکها که پلنگ رو دید وحشت زده و در عین حال نمی خواست دود رو بیرون بده فریاد زد : ملنگ !!

نوشته شده توسط مسعودآقائی در یکشنبه بیست و دوم آبان 1384 ساعت 2:57 | لینک ثابت |

پسرها:

۱- با ماشين ميرن به بانک، پارک ميکنن، ميرن دم دستگاه عابر بانک.
۲- کارت رو داخل دستگاه ميذارن.
۳- کد رمز رو ميزنن، مبلغ درخواستی رو وارد ميکنن.
۴- پول و کارت رو ميگيرن و ميرن.

دخترها:

۱- با ماشين ميرن دم بانک.
۲- در آينه آرايششون رو چک ميکنن.
۳- به خودشون عطر ميزنن.
۴- احتمالاً موهاشون رو هم چک ميکنن.
۵- در پارک کردن ماشين مشکل پيدا ميکنن.
۶- در پارک کردن ماشين خيلی مشکل پيدا ميکنن.
۷- بلاخره ماشين رو پارک ميکنن.
۸- توی کيفشون دنبال کارتشون ميگردن.
۹- کارت رو داخل دستگاه ميذارن، کارت توسط ماشين پذيرفته نميشه.
۱۰- کارت تلفن رو ميندازن توی کيفشون.
۱۱- دنبال کارت عابربانکشون ميگردن.
۱۲- کارت رو وارد دستگاه ميکنن.
۱۳- توی کيفشون دنبال تيکه کاغذی که کد رمز رو روش ياداشت کردن ميگردن.
۱۴- کد رمز رو وارد ميکنن.
۱۵- ۲دقيقه قسمت راهنمای دستگاه رو ميخونن
۱۶- کنسل ميکنن.
۱۷- دوباره کد رمز رو ميزنن.
۱۸- کنسل ميکنن.
۱۹- دوست پسرشون رو صدا ميزنن که کد صحيح رو براشون وارد کنه.
۲۰- مبلغ درخواستی رو ميزنن.
۲۱- دستگاه ارور (خطا) ميده.
۲۲- مبلغ بيشتری رو درخواست ميکنن.
۲۳- دستگاه ارور (خطا) ميده.
۲۴- بيشترين مبلغ ممکن در خواست ميکنن.
۲۵- انگشتاشون رو برای شانس رو هم ميذارن.
۲۶- پول رو ميگيرن.
۲۷- برميگردن به ماشين.
۲۸- آرايششون رو توی آينه عقب چک ميکنن.
۲۹- توی کيفشون دنبال سويچ ماشين ميگردن.
۳۰- استارت ميزنن.
۳۱- پنجاه متر ميرن جلو.
۳۲- ماشين رو نگه ميدارن.
۳۳- دوباره برميگردن جلوی بانک.
۳۴- از ماشين پياده ميشن.
۳۵- کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر ميدارن. (حواس نمی‌ذارن برای آدم)
۳۶- سوار ماشين ميشن.
۳۷- کارت رو پرت ميکنن روی صندلی کنار راننده.
۳۸- آرايششون رو توی آينه چک ميکنن.
۳۹- احتمالاً يه نگاهی هم به موهاشون ميندازن.
۴۰- مندازن توی خيابون اشتباه.
۴۱- برميگردن.
۴۲- ميندازن توی خيابون درست.
۴۳- پنج کيلومتر ميرن جلو.
۴۴- ترمز دستی رو آزاد ميکنن (ميگم چرا انقدر يواش ميره)

نوشته شده توسط مسعودآقائی در شنبه بیست و یکم آبان 1384 ساعت 6:39 | لینک ثابت |

143- چندنفر داشتن ميرفتن كوه، سرپرستشون (كه از قضا لكنت زبون هم داشته) از وسط راه شروع مي‌كنه ميگه: چ چ چ.... ملت اول يكم نگاش مي‌كنن ببينن چي‌ميخواد بگه،‌ بعد مي‌بينن نمي‌تونه حرفش رو بزنه، بي‌خيال ميشن و راه ميافتن، اين بابا هم همه مسير همينجور هي ‌ميگفته چ..چ..چ.. وقتي ميرسن بالا ميخواستن چادر بزنن سرپرسته بالاخره ميگه: ‌چ..چ..چا..چا..چا..چادر يادم رفت! ملت ميگن اي بابا رودتر مي‌گفتي، حالا بايد برگرديم پايين! تو راه برگشت سر پرسته هي ميگفته: ش ش ش.. ولي ملت ديگه شاكي بودن و كسي توجه نمي‌كرده، وقتي مي‌رسن پايين يارو بالاخره ميگه: ش..ش..ش..شو..شو..شوخي كردم!

 

144- از تركه ميپرسن شما همتون اينقدر ساده اين؟ ميگه: نه بابا، راه‌راهمون تو آفريقاست!

 

145- تركه سوار اتوبوس ميشه، ميره يك گوشه واميسته. راننده بهش ميگه: آقا اين همه صندلي خالي، چرا نميشيني؟ تركه ميگه: حالا صبر كن، دو دقيقه ديگه همين يك ذره جا هم پيدا نميشه

نوشته شده توسط مسعودآقائی در جمعه بیستم آبان 1384 ساعت 4:26 | لینک ثابت |

138- تركه مجري مسابقه بيست سوالي ميشه، يارو ازش ميپرسه، جانداره؟ ميگه: نه. ميپرسه: تو جيب جا ميشه؟ تركه كلي فكر ميكنه، بعد ميگه:‌ تو جيب جا ميشه اما اگه تو جيبت بريزي، جيبت ماستي ميشه!

 

139- تركه ميره حرم امام رضا، ميگه:‌ امام رضا قربونت برم، تو كه ضامن آهو شدي، ضامن من يابو هم بشو!

 

140- تركه پسرش رو ميفرسته ژيمناستيك، بعد از يه مدتي ميبينه پسرش روز به روز جاي اينكه پيشرفت كنه هي داره پسرفت مي‌كنه. يك روز ميره سر جلسه تمرينشون ببينه چه خبره، ميبينه از بچش به عنوان خرك استفاده مي‌كنند!

 

141- تركه ميخواسته به فلسطينيا كمك كنه، براشون سنگ پست ميكنه!

 

142- تركه مرده شور بوده، بعد از يه مدتي ميگيرنش دهنش رو سرويس ميكنن. رفيقاش ميپرسن بابا مگه اين بيچاره چي كار كرده بود؟ ميگن: اين پدرسوخته سوالاي شب اول قبر رو تكثير كرده بود بين مرده‌ها تقسيم مي‌كرد!

نوشته شده توسط مسعودآقائی در پنجشنبه نوزدهم آبان 1384 ساعت 4:57 | لینک ثابت |

134- تركه يه سكه اززير خاك پيدا ميكنه، روش نوشته بوده تاريخِ ضرب: 200 سال قبل از ميلاد!

 

135- قزوينيه ميره خونه يك ميليونره، ‌دويست ميليون نقد مي‌دزده. بعد زنگ ميزنه خونه يارو ميگه: بچه رو بيارين پولارو ببرين!

 

136- يك گروه از محققين انسان شناسي داشتن روي تفاوت مغز نژادهاي مختلف انسان تحقيق مي‌كردند، اول مغز يك آمريكاييه رو باز مي‌كنند، مي‌بينند اي بابا اينا اينقدر با الكترونيك و كامپيوتر ور رفتن كه تو مغزشون پر شده از IC و مدارهاي الكترونيكي. خلاصه مي‌ترسن دست به يك چيزي بزنند خراب شه، زود مغز يارو رو مي‌بندند. بعد مغز يك ژاپنيه رو باز مي‌كنند، مي‌بينند اي بابا اين وضعش از آمريكاييه هم خراب تره و مغزش شده پر از مداراي نوري و چيزاي عجيب غريب، خلاصه مغز اين رو هم جرات نمي‌كنند دست بزنند. بعد جمجمه يك تركه رو باز مي‌كنند، مي‌بينند تو ش فقط يدونه سيم ازين ور جمجه رفته اونور. باخودشون مي‌گن: خوب ما اينو قطع مي‌كنيم، اگه دييدم خيلي ضايع شد، فوقش دوباره وصلش مي‌كنيم! خلاصه سيمه رو قطع مي‌كنند، يهو گوشاي تركه ميافته!

 

137- تركه زنگ ميزنه 118، ميگه: ببخشيد شماره تلفن غضنفر رو دارين؟! يارو ميگه: نه. تركه ميگه: پس من ميخونم يادداشت كنين!

نوشته شده توسط مسعودآقائی در چهارشنبه هجدهم آبان 1384 ساعت 3:37 | لینک ثابت |

- از تركه مي‌پرسن: بلدي پيانو بزني؟! ميگه: نه. ولي يه داداش دارم... اونم نه!

 

- يك بابايي يه ماهي تو پاكت دستش بوده، رفيقش ميبيندش، ازش مي‌پرسه: جريان ‌اين ماهيه چيه؟ ميگه: ‌دارم براي شام مي‌برمش خونه. ماهيه ميگه: مرسي من شام خوردم، منو ببر سينما!

 

- به تركه ميگن چي شد ترك شدي؟! ميگه:‌ والله من اولش كه ترك نبودم، ‌تو بيمارستان با يه بچه ترك عوض شدم!

 

تركه تو اتوبوس يه دختره خوشگل رو ميبينه،‌ پياده كه ميشه شماره اتوبوس رو بر ميداره!

 

- تركه مياد تهران،‌ يه دختر خوشگل ميبينه،‌ بهش ميگه:‌ خانم اين دوست دختر كه ميگن شمايين؟!

نوشته شده توسط مسعودآقائی در سه شنبه هفدهم آبان 1384 ساعت 3:17 | لینک ثابت |

- تركه سربازيش تموم ميشه، وقتي كارت پايان خدمتشو بهش ميدن، نگاه ميكنه ميگه: ‌اي بابا، من كه ازينا چهارتا دارم!

 

- تركه چراغ جادو پيدا ميكنه، دست ميكشه روش غولش در مياد ميگه: ‌دو تا آرزو بكن. تركه ميگه: يه نوشابه خنك ميخوام كه هيچ وقت تموم نشه. غوله بهش ميده، تركه يكم ميخوره ميگه: ‌به به! چقدر خنكه! يكي ديگه هم بده!

 

- تركه يه بسته هزار تومني ميشمره، 250 تومن كم مياره!

 

- به تركه ميگن خيلي آقايي. ميگه: ما بيشتر!

 

- به لره ميگن: ببخشيد شما لريد؟‌ ميگه: نه پس انم با اين سبيل پهنم؟!

نوشته شده توسط مسعودآقائی در دوشنبه شانزدهم آبان 1384 ساعت 3:10 | لینک ثابت |

- تركه كنار يه چاهي وايساده بوده، هي ميگفته:‌ سيزده،..سيزده،..سيزده.. يكي از اونجا رد ميشده، مي‌پرسه: ببخشيد قربان، مي‌تونم بپرسم داريد چيكار مي‌كنيد؟ تركه يقه يارو رو ميگيره، پرتش مي‌كنه تو چاه، ميگه: چهارده،...چهارده،...چهارده!

 

- به تركه ميگن: چند تا حيوون نام ببر كه پرواز كنه. ميگه:‌ كبوتر، كلاغ، خر! بهش ميگن: بابا خر كه پرواز نميكنه! ميگه: بابا خره ديگه، يهو ديدي پرواز كرد!

 

- تركه از يكي ميپرسه قبله كدوم طرفه؟! يارو نشونش ميده، تركه ميگه:‌ بايد خيلي برم؟!

 

- آمريكاييه داشته تو رودخونه غرق ميشده،‌ هي داد ميزده: help me, hellllp! تركه از اونجا رد ميشده ميگه:‌ احمق جون اگه جاي كلاس زبان كلاس شنا رفته بودي الان غرق نميشدي!

 

- تمساحه ميره گدايي،‌ ميگه:‌به من بدبختِ مارمولك كمك كنيد!

نوشته شده توسط مسعودآقائی در یکشنبه پانزدهم آبان 1384 ساعت 3:0 | لینک ثابت |

- تركه ساندويچ‌فروشي داشته، ‌يك روز يك بابايي مياد ميگه: ‌قربون يك ككتل بده، ‌فقط بي‌زحمت توش گوجه نگذار. تركه ميگه: آقا امروز اصلا گوجه نداريم، ميخواي خيارشور نگذارم؟!

 

- به تركه ميگن چند تا بچه داري؟ ميگه 2 تا . مي‌پرسن: كدومش بزرگتره؟ ميگه: خوب اوليش!‌

 

- تركه ميره ماه عسل، يادش ميره زنش رو ببره!

 

- تركه دوتا دزد مي‌گيره، زنگ مي‌زنه به 220!

 

- از تركه ميپرسن آرزوت چيه؟ ميگه:‌ كاشكي تبريز پايتخت بود! ميگن: چرا؟! ميگه: آخه اون وقت به ماميگفتن بچه تهرون!

 

- اردبيل زلزله مياد،‌ تركه زنگ ميزنه مسئوليتش رو بر عهده ميگيره!

نوشته شده توسط مسعودآقائی در شنبه چهاردهم آبان 1384 ساعت 5:58 | لینک ثابت |

 

109- تركه ميره حموم، آب جوش بوده با نعلبكي دوش ميگيره!

 

110- تركه مهم ميشه زيرش خط ميكشن، تو امتحان مياد!

 

111- عربه ميره داروخونه ميگه:‌ ولك هزار تا ميخ داري؟! يارو ميگه: ‌نه. دوباره فردا مياد ميگه: ولك هزار تا ميخ داري؟! باز يارو ميگه: نه برادر، ‌اينجا داروخونس، ميخ فروشي كه نيست! هي چند روز اين اتفاق ميفته، يارو با خودش ميگه:‌ بگذار برم هزار تا ميخ بخرم‌،‌ يه سود حسابي بكنم. فرداش دوباره عربه مياد ميگه:‌ ولك هزار تا ميخ داري؟! يارو ميگه:‌ آره، 3 تا كارتون ميخ مي‌گذاره جلو عربه... عربه يك نگاه مي‌كنه ميگه::‌اََاَ....ه! ولك توچقدر ميخ داري!

 

112- تركه وزير مخابرات ميشه بعد از يه هفته مخابرات ورشكسته ميشه! از طرف دولت هيئتِ تحقيق تشكيل‌ميدن، مي‌بينن براي رفاه حال جامعه ورداشته همه گوشي‌هاي ‌تلفناي همگاني رو بيسيم كرده!

 

نوشته شده توسط مسعودآقائی در جمعه سیزدهم آبان 1384 ساعت 3:17 | لینک ثابت |
 
domain parking guide